loading...

سایت تفریحی پاپافان

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.» پرستار گفت: «این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید.» داستان,داستان زیبا,داستان پند اموزی,جدید,داستان جدید,داستان جدید و پند اموزی,داستان زیبا و پند اموزی,داستان قشنگ,داستان جالب,داستان های جدید,داستان سرا,داستا زیاد,داستان های قشنگ,داستان های طنز,

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
درآمد تضمینی اگه پولی دریافت نکنید با من 0 234 pdndr
عکس های جدید و بسیار زیبای عاشقانه ی سال 2014 |عکس های ولنتاین 1392 3 2817 windows
عشقولانه ترین داستان به نام شرط عشق 4 2896 khanevadehh
پیشنهاد برای سایت 5 1919 khanevadehh
جوك هاي زيبا و خواندني 3 1820 khanevadehh
اگر هنوز نیمه گمشده خود را پیدا نکرده اید نگران نباشید! 2 1503 khanevadehh
اس ام اس سرکاری ماه رمضان 3 1909 khanevadehh
دانلود آهنگ جدید علیرضا قرایی منش بنام نیستی ببینی 1 1190 khanevadehh
اهنگهای مورد علاقت 8 2838 khanevadehh
اس ام اس پ نه پ 16 4572 khanevadehh
درگیری لفظی امیر تتلو با بهنوش بختیاری بر سر چه بود؟ 2 1597 khanevadehh
جمله جالب و معروف رضا عطاران در مورد زن ها 2 1731 khanevadehh
عکس و والپیپر کیانوش رستمی 6 2760 khanevadehh
فال روزانه یکشنبه 30 فروردین ماه 1394 1 1249 khanevadehh
چگونه می توان شرکت ثبت کرد 2 1573 khanevadehh
تن ماهی را با تخم مرغ نخورید... 2 1509 khanevadehh
دانلود کتاب های درسی از اول ابتدایی تا دانشگاه 3 1656 khanevadehh
عکس هایی از جدیدترین مدل موهای های لایت 1 1413 khanevadehh
ثبت شرکت ها چیست و اینکه چرا شرکت ثبت می کنیم 0 1052 farid332
چه شرکتی ثبت کنیم که بیشترین نفع را از ان ببریم 0 1030 company101

داستان اموزنده ی این قانون بیمارستان است

پسرک بازدید : 1201 دوشنبه 02 تير 1393 نظرات ()

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.»
پرستار گفت: «این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید.»


پیرمرد گفت: «اما من پولی ندارم. حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی‌شناسم. خواهش می‌کنم عملش کنید. من پول رو تا شب فراهم می‌کنم و براتون میارم.»


پرستار گفت: «با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.»


اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: «این قانون بیمارستانه، اول پول بعد عمل. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.»


صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می‌اندیشید.
واقعا پول این‌قدر با ارزشه؟

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    بیشتر چه نوع مطالبی در سایت قرار بگیرد؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 1699
  • کل نظرات : 476
  • افراد آنلاین : 12
  • تعداد اعضا : 920
  • آی پی امروز : 158
  • آی پی دیروز : 189
  • بازدید امروز : 2,073
  • باردید دیروز : 2,719
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 12
  • بازدید هفته : 14,141
  • بازدید ماه : 62,559
  • بازدید سال : 874,243
  • بازدید کلی : 6,490,941