close
چت روم
فک و فامیله داریم
loading...

سایت تفریحی پاپافان

همه فک و فامیل دارن ما هم داریم فک و فامیل فک و فامیل خنده دار نمیدونم چرا بابا مامانم فک میکنن وقتی با صدای بلند به خواهر کوچولوم بگن ساکت داداشت خوابه، من صداشونو نمیشنوم!!! از دیکتاتوری من تو خونه همین بس که چون همش کنترل تلویزیون دستمه و یه لحظه هم ازم جدا نمیشه تو خونه ما همه به کنترل میگن"کبد ریحانه"   واسه عروسي فاميلمون يه بيراهن مجلسي بلند خريده بودم بابام كفت برو تنت كنم ببينم جطوره؟‏!خلاصه منم بوشيدم اومدم تو حال بابام يه صلوات فرستاد كفت:ماشالا،خيلي بهت مياد؛همينطور…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
عکس های جدید و بسیار زیبای عاشقانه ی سال 2014 |عکس های ولنتاین 1392 3 1755 windows
عشقولانه ترین داستان به نام شرط عشق 4 1993 khanevadehh
پیشنهاد برای سایت 5 1162 khanevadehh
جوك هاي زيبا و خواندني 3 1007 khanevadehh
اگر هنوز نیمه گمشده خود را پیدا نکرده اید نگران نباشید! 2 877 khanevadehh
اس ام اس سرکاری ماه رمضان 3 1185 khanevadehh
دانلود آهنگ جدید علیرضا قرایی منش بنام نیستی ببینی 1 622 khanevadehh
اهنگهای مورد علاقت 8 1676 khanevadehh
اس ام اس پ نه پ 16 2652 khanevadehh
درگیری لفظی امیر تتلو با بهنوش بختیاری بر سر چه بود؟ 2 928 khanevadehh
جمله جالب و معروف رضا عطاران در مورد زن ها 2 1058 khanevadehh
عکس و والپیپر کیانوش رستمی 6 1491 khanevadehh
فال روزانه یکشنبه 30 فروردین ماه 1394 1 732 khanevadehh
چگونه می توان شرکت ثبت کرد 2 962 khanevadehh
تن ماهی را با تخم مرغ نخورید... 2 922 khanevadehh
دانلود کتاب های درسی از اول ابتدایی تا دانشگاه 3 959 khanevadehh
عکس هایی از جدیدترین مدل موهای های لایت 1 879 khanevadehh
ثبت شرکت ها چیست و اینکه چرا شرکت ثبت می کنیم 0 683 farid332
چه شرکتی ثبت کنیم که بیشترین نفع را از ان ببریم 0 667 company101
کلیات از ثبت شرکت ها 0 765 mehdad332

فک و فامیله داریم

پسرک بازدید : 490 شنبه 02 اسفند 1393 نظرات ()

همه فک و فامیل دارن ما هم داریم

فک و فامیل

فک و فامیل خنده دار

نمیدونم چرا بابا مامانم فک میکنن وقتی با صدای بلند به خواهر کوچولوم بگن ساکت داداشت خوابه، من صداشونو نمیشنوم!!!

از دیکتاتوری من تو خونه همین بس که چون همش کنترل تلویزیون دستمه و یه لحظه هم ازم جدا نمیشه تو خونه ما همه به کنترل میگن"کبد ریحانه"

 

واسه عروسي فاميلمون يه بيراهن مجلسي بلند خريده بودم بابام كفت برو تنت كنم ببينم جطوره؟‏!خلاصه منم بوشيدم اومدم تو حال بابام يه صلوات فرستاد كفت:ماشالا،خيلي بهت مياد؛همينطور بيا عروسي؛آرايشم نكن؛الان شبيه اون بازيكر هندي شدي؛جي بود اسمش؟‏!مامانم از اون ور ميكه:آميتاباجان‏!بابام در تاييدش :آره همون. من:‏‏!‏‏_آيشواريا راي:‏!‏‏_آميتاباجان‏!_و بازم من:‏!‏...خو مادر من‏!بدر من‏!جرا وقتي اسم طرفو نميدونين منو تخريب ميكنين؟‏!‏

دیروز رفتیم خونه ی عموم اینا .........گودزیلاشون اومد به بابام گفت:
عمو........... عمو ......برام نقاشی میکشی؟
بابام گفت:باشه عزیزم ...
و شروع کرد به نقاشی کشیدن.
بعد از یه ربع بابام نقاشیش تموم شد(بلا نصبت شما خر کشیده بود اونم چه خری دستاش و پاهاش یه کیلومتر با هم فاصله داشت )
به گودزیلا نشونش داد .......
گودزیلامون یکم خیره شد بهش...
بابام گفت اگه گفتی این چیه؟
گودزیلامون گفت :مامان طاهره!!!!!!!!
بابام......../:
مامان طاهره...../:
استاد فرشچیان /:
خر مش قربون(دیگه قیافشو خودتون تصور کنین.)

قربون مامانم برم خوراک سوتی یروز داشتم مستند دوران ژوراسیک (دایناسورها) رو نگاه میکردم یارو دایناسوره تخم گذاشت مامانم نه گذاشت نه برداشت گفت تخم مرغشه هیچی دیگه در اون وضعیت(وظعیت،وزعیت،وذعیت) بنده رفتم تو دیفال

خب جونم واستون بگم که وقتی کو چیک بودمو 4 سالم بود مامانم میرفت اموزش رانندگی حالابماند که گواهینامه گرفتنش تا 14و 15 سالگی من طول کشید
یه سری که منو با خودش برده بود سر اموزش عملیش من پشت ماشین نشستم مامانمم سخت مشغول تعلیم دیدن بود نمیدونم خواستم چی از کیف مامانم وردارم که یهو =)
چشمم خورد به کیف پولش =====))))))))))
هیچی کیف پولش رو بر داشتم درشو باز کردم دیدم که وایییییییییییی:]
توش پر پول کثیف و پاره شده بود منم در یک حرکت هوشمندانه با خودم گفتم اخه مامان چرا اینا رو دور نمیریزی ؟؟؟؟؟؟
بعدشم پول های کثیف و پاره رو در یک حرکت مقتدرانه یکی یکی از پنجره ریختم بیرون :))))))))))))))))))
بعدشم با خیال راحت به مامانم گفتم :مامان کیف پولتو تمیز کردم
مامانمم گفت که افرین بده ببینم
چشمتون روز بد نبینه همین که کیف پولودادم مامانم همچین سرم داد زد که
2 متر پریدم هوا
خوب من چه میدونستم پول چیه فک کردم کاغذ به درد نخوره
حالا بماند که چه قد کتک خوردم اونم وسط خیابون
ولی موقعی که خواب بودم مامانم دلش به حالم سوخت و ازم معذرت خواهی کرد تازه بعدشم یه کارت دعوت عروسی واسمون اوردن
مادر تروریسته من دارم ؟؟؟؟؟؟؟
خب مادر من چرا منو زدی من فقط چهار سالم بود

 

آقا ما یه دوست داریم خیلی خوش خوابه تا یه ساعت بعد بیدار شدنشم سرپایی خوابه
این ازمک یه روزی قرار شد با موتور بیاد دنبال ما (قابل توجه که خیلی این دوستم گرماییه)
حالا وسط راه که میرسه خوش خوشانش میشه که به به چه هوا خوبه باد خنک میزنه به پاهاش ولی از اونجایی که خیلی شیرین و عقل و خجسته اس اعتنا نمیکنه دیدم با موتور اومد خشکم زد ارواح روووح جدم قسم پیرهنش پوشیده بود با چشم خواب سر بالا دمپایی پوشده اومده شلوووووووووار نپووووووشیییییده بود آقا عابروم رفت جلو درو همسایه زدم تو سرش میگم کو شلوارت میگه زر نزن سوار شو زدم تو گیجگاهش میگم بی..ش.عور نیگا با لباس .ز.یر پاچه دار اومدی بیرون
یه لحظه نگا کرد ایجور شد°|O
بخ بخت فلک زده بچه خجالتی ام هس هیچی دیگه زیر شلواری آقام دادم پوشیده

 

بعضی از فامیلا عید میومدن خونه ما کلی شیرین کاری میکردیم انو بیار اینو ببر کفشارو جفت کن وا میستادیم دم در زل میزدیم تو چشاش که دوزار عیدی بگیریم عین گاو کلشونو مینداحتن پایین میرفتن ، یعنی آدم گدایی کنه ولی به امید گرفتن عیدی از یسری فامیل نباشه

من یه مامان بزرگ دارم(مامان مامانم)80 سالشه،یعنی آخر بی اعصاب هاست،یه بار که مامان بزرگم اومده بود خونه مون،عمومم بودش،خلاصه عموم داشت از من تعریف میکرد پیشش که مهدی خیلی پسر خوبیه این حرفا،که مامان بزرگ گرامی ما برگشت گفت:مهدی غلط کرده ،این ازهمه (بوووووق)تره ،ولی چون موزی و آب زیر کاهه هنوز گندش درنیومده.عموی ماهم سریع حرفشو عوض کرد و گفت: اونکه بعله.فک و فامیله ما داریم!!!!؟؟؟،خدایی اگه کسی دیگه به فک و فامیلش اعتراض کنه میزنم از وسط تا شه

تو خونمون همه منو با یک اسم صدا میزنن
مامانم بهم میگه جغد (ازشب تا صب بیدارم میام 4جوک)
خواهرم میگه یابو
داداشم میگه ...
بابام میگه دخترم مبینا جان . من میدونم داره مقدمه چینی میکنه که بخاری اتاقمو خاموش کنه من میدونمم

 

دخترعمم اعتراف میکنه یه روز سوار اتوبوس شده بود خودشم از وقتی سوار میشه روشو میکنه طرف پنجره بعد یه خانومم پیشش میشینه بعد این خانوم از همون اول مسیر تا آخرش زوم کرده بود رو دختر عمم اونم اصلا توجه نمیکرده به زنه بعد یه ساعت که میخواسته پیاده شه نگا میکنه به خانومه میبینه عمشه!!!

 

در هوای خوب و دلنشین خاکی خوزستان
نشسته بودیم در جمع الکی مثلا گرم خانواده
گفتم: هییییی تف به این روزگار....کادوی ولنتاین هم کسی بمون نمیده
بابام: کدوم خری واس تو پول خرج میکنه؟
مامانم: باید نزر(نذر) کنیم یه وقت نترشه بمونه رو دستمون
خواهرم: فایده نداره باید ده بیست تا گوسقندی گاوی قربونی کنید
شاید اثر کنه
من: -_-
بابام: :)))
مامانم: :)))))
اجیم: )))
منو واقعنی از تو جوف اب پیدا کردن -_-
میخوام به داعش بپیوندم

 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    بیشتر چه نوع مطالبی در سایت قرار بگیرد؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 1697
  • کل نظرات : 472
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 908
  • آی پی امروز : 180
  • آی پی دیروز : 217
  • بازدید امروز : 1,480
  • باردید دیروز : 4,187
  • گوگل امروز : 25
  • گوگل دیروز : 30
  • بازدید هفته : 27,625
  • بازدید ماه : 113,787
  • بازدید سال : 402,728
  • بازدید کلی : 4,649,311